تبليغاتX
.:.سرنوشت رو باید از سر نوشت.:. - خداوند(نثر)
.:.سرنوشت رو باید از سر نوشت.:.
:.سر لوحه دفتر معانی عشق است.:
 

کلمه ..
در آغاز هيچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود؛
خداوند اما کلمه هايش را به آدمی بخشيد و جهان پر از کلمه شد*
..
گاهی ؛
کلمه ها مرا کم می آورند،
 و من کلمه ها را،
با این که جهان همه کلمه است
..
 
                     
و جهان من همین سطرهایی ست که ما بینشان در آمد و شدم با قلم ؛
همین چرخش قلم است که کلمه ها را می کشد بیرون ؛
دنیای من همین نوشته هایی ست که زاییده ذهنم می شود ،
کلمه هایی ست که از بطن ذهنم بیرون کشیده می شود تا بسازد و بزاید ،
کلمه درد دارد ، نوشتن درد دارد ، زایمان درد دارد
...
من ؛
نوشته هایم را دوست دارم ،
مثل بچه هایم که به دنیا آوردمشان ؛
نه بیش و نه کم ؛
همین و همین
..
اما گفتم که گاهی کلمه ها مرا کم می آورند ؛
گاهی من آن ها را
..
خب گاهی بچه هایش آدم را کم می آورند
گاهی آدم بچه هایش را
 
 

 

خدای من

خدایم را یافتم ، نه بر سر نمازی که اجباری است برای دل خسته ام و نه در صفحات قرآنی که می گویند نورانی است ،

خدایم را یافتم نه در پیشانی داغ شده از مهر جانمازم و نه در نماز های نیمه شب با گریه هایی از سر درد روزمرگی ...

خدایم را یافتم زمانی که نشانم داد تنها تر از من است ، زمانی که دست محبت بر سرم کشید و گفت کودک زیبای من ، به یادت هستم حتی اگر دل کوچکت زیر بار غم،تپش از یادش می رود گاهی ، من به یادت هستم که غصه هایی به دلت می دهم تا یاد بیاوریم ‏، که من این بالا روی تخت سلطنتم تنهایم و و تنهایی سخت است حتی برای  من

       

 

 نگو كفر است

                

 نمی خواهم خدایم بیكران باشد
نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان
نمی خواهم كه باشد این چنین آخر
خدا را لمس باید كرد.
 
نگو كفر است
خدا را می توان در باوری جا داد
كه در احساس و ایمان غوطه ور باشد
خدا را می توان بوئید
و این احساس شیرینی است
 
نگو كفر است
كه كفر این است
كه ما از بیكران مهربانیها
برای خود
خدایی لامكان و بی نشان سازیم
خدا را در زمین و آسمان جستن
ندارد سودی ای آدم
تو باید عاشقش باشی
و باید گوش بسپاری
به بانگ هستی و عالم
كه در هر خانه ای آخر خدائی هست
 
نگو كفر است
اگر من كافرم، باشد
نمی خواهم  خدایا زاهدی چون دیگران باشم
نمی خواهم خدایم را
به قدیسی بدل سازم
كه ترسی باشد از او در دل و جانم
 
نگو كفر است
كه سوگند یاد كردم من
به خاك و آب و آتش بارها ای دوست
خدا زیباترین معشوق انسانهاست
خدا را نیست همزادی
كه او یكتاترین
عاشق ترین
معبود انسانهاست

 



نوشته شده توسط : :: .:حسین.کاظمی:.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تقديم ميکنم به تو اين وبلاگ را

اين جمله هاي معترض بيجواب را


باور کنيد داغ ترم از دل کوير

از یاد برده ام ـ به خداـ طعم آب را


حالا تو ادامه ي دلواپسي من

حالا ورق بزن همه ي اين کتاب را


تا بنگري چطور دلم شور مي زند

تا بنگري نتيجه ي يک انتخاب را


بگذار اعتراف کنم صادقانه تر

ترديدهاي مبهم پر پيچ و تاب را




.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.


.:سلام به شما دوست عزیزم
امیدوارم لحظاتی خوبی رو
سپری کنی:.
این وبلاگ شامل:
شعر و داستان و طنز و جوک
می باشد
..:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
ID =mr.kayot




< آموزش قالب كدجاوا> >