کیسه ی کوچک چای
کیسه ی کوچک چای تمام عمر
دلباخته ی لیوان شد
ولی هر بار که حرف دلش را می زد
صدایش در آب جوش می سوخت
کیسه ی کوچک چای
با یک تکه نخ
رفت ته لیوان
و حرف دلش را آهسته گفت
لیوان سرخ شد
هی فلانی
زندگی شاید امید باشد
شاید ناامیدی
زندگی شاید قشنگ باشد
شاید زشت
زندگی شاید اشک باشد
شاید لبخند
شاید شکست باشد
شاید پیروزی
شاید نگاه عاشقانه کودکی به چشمان پر مهر مادر
شاید گرمی آغوش پدر
شاید اشک مادر برای شادی دل کودک
شاید فقیری کنج دیوار
شاید مغنی در دل باغ
شاید تپش قلب لیلی برای مجنون
تو دوئل زندگی شاید بسوزی
شاید بسازی
زندگی هر چه باشد
زندگی شاید همین باشد...!!!