تبليغاتX
.:.سرنوشت رو باید از سر نوشت.:. - داستان
.:.سرنوشت رو باید از سر نوشت.:.
:.سر لوحه دفتر معانی عشق است.:
 

   

 عنکبوت

مردی در جهنم بود که فرشته ای برای کمک به او آمدو گفت: من تورا نجات می دهم برای اینکه تو روزی کاری نیک انجام داده ای فکرکن ببین آن را به خاطر می آوری یا نه؟

 او فکر کرد و به یادش آمد که روزی در راهی که می رفت عنکبوتی را دید امابرای آنکه او را له نکند راهش را کج کرد و از سمت دیگری عبور کرد

 فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنکبوتی پایین آمد و فرشته گفت: تارعنکبوت را بگیر و بالا برو تا به بهشت بروی.

 مرد تار عنکبوت را گرفت درهمین هنگام جهنمیان دیگر هم که فرصتی برای نجات خود یافتند به سمت تار عنکبوت دست دراز کردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تامبادا تار عنکبوت پاره شود و خود بیفتد. 

 ناگهان تار عنکبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتی گفت: تو تنها راه نجاتی را که داشتی با فکر کردن به خود و فراموش کردن دیگران از دست دادی .

 

دیگر راه نجاتی برای تو نیست و بعد فرشته ناپدید شد !

 

                          


          


عشق چیست؟
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني.شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي.شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

 
 



نوشته شده توسط : :: .:حسین.کاظمی:.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::

تقديم ميکنم به تو اين وبلاگ را

اين جمله هاي معترض بيجواب را


باور کنيد داغ ترم از دل کوير

از یاد برده ام ـ به خداـ طعم آب را


حالا تو ادامه ي دلواپسي من

حالا ورق بزن همه ي اين کتاب را


تا بنگري چطور دلم شور مي زند

تا بنگري نتيجه ي يک انتخاب را


بگذار اعتراف کنم صادقانه تر

ترديدهاي مبهم پر پيچ و تاب را




.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.


.:سلام به شما دوست عزیزم
امیدوارم لحظاتی خوبی رو
سپری کنی:.
این وبلاگ شامل:
شعر و داستان و طنز و جوک
می باشد
..:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
ID =mr.kayot




< آموزش قالب كدجاوا> >