پاييز اومد با تمام رنگهاش با تمام زيباييهاش . خيلي آروم تو شهر قدم گذاشت. پاييز اومد، پاييزي كه دوست داشتني بود
کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد
وه... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند،شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمه ی من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دل های خسته
پیش رویم:
چهره ی تلخ زمستان جوانی
پشت سر:
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام:
منزلگه اندوه و درد و بد گمانی
کاش چون پاییز بودم ... کاش چون پاییز بودم
پائيز فصلي است كه در فرهنگ پارسي بويژه در شعر و ترانه ها جاي ويژه خود را دارد . البته از اين واقعيت نيز نبا يد غافل بود كه در فرهنگ اسپانيا ئي ها در اسپانيا و كليه كشورهاي امريكاي لاتين ، روسي ، انگليسي ، يوناني آلماني و فرانسوي از پائيز به عنوان فصلي رمانتيك و تا حدودي " ملانكوليك " ياد مي شود.
اما در اقيانوسيه بويژه استراليا كه سر زميني هميشه سبز با آب و هوائي متغير است و اصلا پائيز نمي شناسد هم از پائيز در هنر هاي تجسمي و ترانه ها يشان ياد مي شود .
افسون پائيز شايد در گلبرگريزان غم انگيزي باشد كه صداي بلبل را با هجوم خود در گلو خفه مي كند و تبلور آن در فرهنگ پارسي هم شايد بر گرفته از فرهنگ زردشتي ايران و جشن هائي است كه در اين فصل بر گذار مي شده و مردم را به سرور و شادي سرگرم مي كرده و حسادت دشمنان را بر مي انگيخته است .شبيخو ن هاو حمله هاي مغول و تاتار و اسكندر و اعراب هم بنا به شواهدي گو ئيا در پائيز آغاز شده اند
دروغ
جهان رو اگه به دو قسمت تقسیم کنی.یه مرز باریکی بینشون ترسیم کنی"
میبینی یه عده خوب و بقیه بدن"یه عده رفیق و بقیه دشمنن
ولی دروغ وقتی بفهمی یه جنس اند"دو طرف این وسط فقط تو رو بازی دادن
تو میشی پله و بقیه بالا میرن ازت"توی چشمات نگاه می کنند و بهت می خندند
می شه همش از امید و اعتماد بگن"تو باور می کنی و اونا تو رو به گور میسپرند
تو یه دستمال چرکی تو دستشون همین"لجن روحشون و با تو پاک میکنند
هرکی دست راستش رو دراز کرده"دست چپش خنجره" خوب ببین
یعنی همه چیز دروغه حتـی تو حتی من"یعنی ببین و بمیر ولی بیخود جوش نزن
حتی تو که بغلمی و از عشقی"دم میزنی و اشکه دم مشکی"
هستی" ولی فکرت پیشه کسیه که وقتی"گیج میشی پولشو میبینی"آره مشتی
اگه دنبال چیزی هستی "رابطه یعنی یه معامله که سود بده
تا جایی که مصرف بشی ارزش داری"اینو میگن ارزش انسان"آره حاجی
همه چیز دروغه" عشقت حرفه مفته"میفروشی حتماّ" اگه پاش بیوفته
همه چیز دروغه جز شاعری که نیومد"یعنی همه چیز دروغه جز شعری که کسی نسرود
همه چیز دروغه"جز فصل سرد فروغ"همه چیز دروغه حتی دروغه این دروغه"